تبليغاتX
درجستجوي معنا

 

 

ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است. مولودي كه محبتش دلهاي عاشقان فضيلت را روشن ساخته و مولايي كه ولايتش كيمياي دگرگون ساز دلها و زندگيهاست، گنج "علي دوستي" عطيه اي الهي در قلوب شيعيان است.

تولد زمزم زلال عترت است. تولدي كه چشمه عبوديت را در جانهاي خفته جوشان مي كند و نورش مشعل فروزان راه رسالت نبي اكرم (ص) است سيزده رجب آينه حق نما در طليعه خط ولايت است. عشق او آينه دل را صفا و جلا مي دهد و ولاي او مرز قبولي طاعات بندگان است.

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علي، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

منبع:

http://www2.irib.ir

 

امشب چه شبی است

امام علی علیه السلام

یارب این ماه کدامین مه و امشب چه شب است                                  که فلک غرق نشاط است، زمین در طربست

شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن                                        کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لبست

آری از منظره ماه و کواکب پیداست                                                     که شب سیزده ماه شریف رجب است

گوش دل باز کن ای بی‌خبر از عالم غیب                                               تا منادی دهدت مژده که امشب چه شبست

مژده جبریل امین از عرش برین                                                           که مبارک شب میلاد امیر عرب است

ذات اقلیم ولایت که همایون ذاتش                                                      مطلع نور حق و آئینه ذات ربست

مه خورشید و زمین و فلک و لیل نهار                                                  به ولای علی و آل علی منتسب است

علی عالی اعلی اسدالله که او                                                            گردش دایره کون و مکان را سبب است

با چنین جلوه که از پرده برون آمده‌ای                                                  که کنم جان به فدای تو نه جای عجب است

هر که با خط ولای تو رود در دل خاک                                                   فارغ از محنت و آسوده ز رنج و تعب است

در پی رزم پی کشتن روبه صفتان                                                      همچو شیریست که در حالت خشم و غضب است

نرسد شهد به شیرینی گفتار علی                                                   که کلامش چو درختی‌ست که غرق رطب است

خلق را دوستی شاه ولایت روحی است                                           که روان در تن و شریان و ورید و عصب است

دم فرو بند «رسا» قطره به پیش دریا                                                 عرض اندام نمودن نه طریق ادب است

                               

                                                                                                                                                     "قاسم رسا"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 17:34  توسط جوياي معنا  | 
 

عشق

بعضی اوقات به این می اندیشید که آیا انتخاب درستی کرده اید؟ چگونه می توانید اطمینان حاصل کنید که او همان شخصی است که  شما می خواهید؟ چگونه می توانستم بفهمم که سر انجامی نخواهد داشت؟ مطمئن بودید که او همسر ایده ال شماست؟

با توجه به خلقت دو گانه انسان همواره مسائل ارتباطی بین زن و مرد  جزء مباحث مهم و بحث‌انگیز روانشناسی بوده است. ما در چند مقاله پی در پی ده نوع رابطه را که به درد و یأس می‌انجامد مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم . تا با آگاهی افزون تر، از وقوع آن ها پیشگیری کنید ویا در بهبود آن بکوشید.

 

1- رابطه‌ای که در آن بیش از آنچه همسرتان به شما عشق می‌ورزد، به او عشق می‌ورزید.

احتمالا این احساس برایتان آشنا است. وقتی‌که در کنارتان نیست، مدام به او فکر می‌کنید.

در یک رابطه سالم قطبیت احساسات به‌طرز متناوب بین دو طرف جابجا می‌شود.

 در صورتی که یکی از طرفین در اکثر اوقات به لحاظ روحی تعقیب کننده احساسات باشد رابطه سالم نخواهد بود و محکوم به شکست.

چگونه بدانید که همسرتان به شما عشق می‌ورزد یا نه؟

این شمایید که از لحاظ فیزیکی مبادرت به ابراز محبت می‌کنید، نهایت تلاش‌تان را می‌کنید کارهایش را انجام دهید.

این شمایید که اکثر برنامه‌ریزی‌ها را بر عهده دارید، هدیه‌های شما شخصی بوده و روی آنها فکر شده در حالی که او هدیه‌هایش غیرشخصی است، وقتی درباره رابطه‌تان و احساستان صحبت کنید، سکوت اختیار می‌کند،

این شمایید که خود را با عادت و برنامه‌های او وفق می‌دهید.

چرا بیش از آنچه به شما عشق می‌ورزند، عشق می‌ورزید؟

- الگویی را از دوران کودک خود باز تکرار می‌کنید. اگر یکی یا هر دو والد‌تان عشق و توجهی را که بدان نیاز داشتید به شما نمی‌دادند و تصمیم گرفتید باید سخت تلاش  کنید تا دوستتان بدارند.

- نقشی که یک والدتان در قبال دیگری بازی می‌کرد را بازی می‌کنید.

 

2- رابطه‌ای که در آن بیش از آنچه عشق  می‌ورزید به شما عشق می‌ورزند.

در این نوع رابطه وقتی همسرتان از احساسات شما جویا می‌شود، آن را انکار می‌کنید. از درون می‌دانید آن‌گونه که او به شما عشق می‌ورزد نسبت به او احساس علاقه نمی‌کنید. در این نوع رابطه در قبال اعتراضات همسرتان حالت تدافعی می‌گیرید. احساس می‌کنید او متکی و محتاج ا‌ست و نیاز به آزادی بیشتر دارید.

راه‌حل: از همان ابتدا رابطه به این موضوع که آیا به همان میزان که عشق می‌ورزید عشق نیز دریافت می‌کنید یا نه، با خود صادق باشید.

 

3- رابطه‌ای که در آن ماموریت نجات همسرتان را بر عهده دارید.

معتادین به نجات دیگران نه از آن رو که با همسرشان تفاهم دارند، بلکه به این دلیل که احساس می‌کنند مجبورند به او کمک کنند، به روابط وارد می‌شوند. احساس اجبار در محبت به کسی که شکننده است و یا او را دوست نداشته‌اند شما را به یک مامور نجات افراد مبدل می‌کند.

اگر ...

علاقمند به فردی با مشکلات جدی روحی، جسمی یا اقتصادی شدید هستید.

مدام در حال دلداری و آرام کردن کسی هستید که احساس سردرگمی، ناتوانی و عجز می‌کند.

او به ندرت نقش حماتیگر را در حق شما ایفا می‌کند و بیشتر شمایید که در این نقش‌ها ظاهر می‌شوید.

خود را در دام این روابط انداخته‌اید و همان احساس گناهی که در ابتدا شما را به رابطه‌ کشاند می‌تواند شما را مدت‌ها بعد از آنکه می‌دانید باید او را ترک کنید، در رابطه نگاه دارد.

 کسانی که ماموریت نجات دیگران را به عهده دارند، غالبا «ترحم» را با عشق اشتباه می‌گیرند.

راه‌حل: رمز  موفقیت کلمه «احترام » است. شما نه تنها باید به همسر خود عشق بورزید بلکه باید نسبت به او احساس «احترام» داشته و به او افتخار کنید.

 

منبع:  بر گرفته از کتاب« آیا تو آن گمشده ام هستی؟»، نوشته باربارا آنجلیس

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:35  توسط جوياي معنا  | 

 

مهدي

به مژگان سیه كردی هزاران رخنه در دینم
بیا كز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا‌ ای همنشین دل كه یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آندم كه بی‌یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بی بنیاد‚ ازین فرهادكش فریاد
كه كرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
ز تاب آتش دوری‚ شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق‌ چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
كه سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست‚ حاكم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح‌الخیر زد بلبل‚ كجایی ساقیا برخیز
كه غوغا می‌كند در سر‚ خیال خواب دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی كه در این نامه ثبت افتاد
همانا بی‌غلط باشد كه حافظ داد تلقینم

حافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 18:34  توسط جوياي معنا  | 
 

ن و القلم و ما يسطرون»
 

روز چهاردهم تير ماه به پيشنهاد انجمن قلم ايران و تصويب شوراي فرهنگ  عمومي، به عنوان (روز قلم) در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران به
ثبت رسيد.

تاريخ قلم و فرايند علمي نوشتار

تاريخ نوشتار در وسيعترين مفهوم، به بيست هزار سال و با محدود ساختن به نظامهاي نوشتاري مدوّن به شش هزار سال باز مي گردد. از جمله موادي که براي اين امر بکار مي رفته اند، سنگ، چوب، فلز، پوست حيوانات، برگ درختان، استخوان، صدف، گِل رُس، موم، کوزه، ابريشم، پنبه، کاغذ را مي توان نام برد.

فرآيند علمي نوشتار را مي توان به طور کلي در دو دسته تقسيم کرد. يک دسته خطوطي را شامل مي شود که با استفاده از ابزارهاي تيز چون سوزن، چاقو، قلم سنگ تراشي و جز آن بر سطح ماده نوشتاري کنده مي شود. دسته ديگر شامل خطوطي است که به وسیله قلم پَر، قلم ني، چوب يا فلز، قلم مو و با استفاده از جوهر بر سطح ماده نوشتاري ترسيم مي شود. نسخه برداري از نوشته اي بر سنگ يا فلز بطور منطقي در نهايت به اختراع چاپ منجر شد.

 

قلم و انتقال انديشه از منظر قرآن

«قلم» مقسّم دوران تاريخ و ماقبل تاريخ است، حافظ علوم و دانش ها، پاسدار افکار انديشمندان، حلقه اتصال فکري عالمان، و پل ارتباطي گذشته و آينده بشر است؛ و حتي ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است.

«قلم» انسانهايي را که جدا از هم، از نظر زمان و مکان زندگي مي کنند پيوند مي دهد، گويي همة متفکران بشر را در تمام طول تاريخ و در تمام صفحة روي زمين در يک کتابخانه بزرگ جمع مي بيني!

«قلم» رازدار بشر و خزانه دار علوم، و جمع آوري کننده تجربيات قرون و اعصار است، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مي کند به همين دليل است و البته قلم وسيله اي براي «ما يسطرون» و نوشته ها، که قرآن به هر دو سوگند ياد کرده است. زيرا بر اساس يک تفسير منظور از قلم «تعليم کتابت» است و براساس تفسير ديگر «علومي» است که از طريق کتابت به انسان مي رسد.

 

 قلم در آيينه روايات

در بعضي از روايات آمده است که (انََّ اول ما خلق الله القلم) «نخستين چيزي که خدا آفريد قلم بود». اين حديث را محدثان شيعه از امام صادق عليه السلام نقل کرده اند و در کتب اهل سنّت به عنوان يک خبر معروف  نيز آمده است. و در حديث ديگري خداوند اولين خلق خود را گوهري مي داند ( اول ما خلق الله تعالي جوهره ) «نخستين چيزي را که خداوند آفريد گوهري بود». از سوي ديگر برخي از روايات از «عقل و خرد» به عنوان اولين مخلوق خداوند ياد مي کنند (ان ما خلق الله العقل) «نخستين چيزي را خدا آفريد عقل و خرد بود». اما با توجه به پيوند ويژه اي که در ميان گوهر، قلم و عقل است مفهوم « اول بودن » همه آنها روشن مي شود. لذا پيامبر «امي» (ص)، در نخستين آيات وحي ( علق/آيات 1 تا 4 ) بر مسئله «علم و قلم» تأکيد مي ورزد و مهمترين پيام الهي را  از طريق « قلم » انتقال مي دهد.

پيشوايان اسلام در احاديث متعددي به ياران خود تأکيد کردند که به حافظة خود قناعت نکنند و احاديث اسلامي و علوم الهي را به رشته تحرير در آورند و براي آيندگان به يادگار بگذارند. در شعري از شعراي عرب آمده است که: «خداوند اينگونه براي قلم از آن روز که تراشيده شد مقدر کرده است که شمشيرهاي تيز خدمتگذار آن باشند.» اين تعبير اشاره لطيفي به تراشيدن قلم به وسيله چاقو و قرار گرفتن تيغه اي تيز در خدمت قلم از آغاز کار است. و براستي «مداد علما» بر «دماء شهداء» پيشي گرفته است.

 

قلم و جهان جديد

در آغاز قرن بيستم، کسي اين ترديد را بخود راه نمي داد که قلم و کاغذ را مهمترين و مؤثرترين ابزار ذخيره سازي اطلاعات بداند، زيرا در آن زمان جوامع به لحاظ اقتصادي و فکري به جامعه هاي کاغذ مدار تبديل شده بود، امّا پايه هاي اين باور پس از چندي به لرزه درآمد و باظهور رايانه، رشد سريع تکنولوژي اطلاعات، تلويزيون، استفاده هاي گوناگون از فيلم ويدئو، ميکرو فيلم، ميکروفيش و ابزارهاي الکتريکي، برتري بلا رقيب کاغذ و قلم به طور جدي به مبارزه طلبيده شده است. و اگر چه هنوز کتابخانه الکترونيکي و اداره بدون کاغذ و قلم و جامعة بدون کتاب نيامده است، اما موقعيت ابزار و مواد نوشتني از بنياد دگرگون شده است. بدين ترتيب فرهنگ حقيقي که از طريق تأثير قلم برکاغذ شکل می گرفت به فرهنگ مجازي يعني ضربات نوري و صفحات مجازي رايانه تبديل مي شود و با تمام اين دگرگونی ها هر روز بر رسالت مهم قلم؛ يعنی زبان آزادگی ما انسان ها افزوده می شود.

 

ازسایت:http://www2.irib.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 18:14  توسط جوياي معنا  | 

 

در شفای الهی، مهمترین كاری كه شخص بیمار می‏تواند انجام دهد تا شفا پیدا كند چیست؟

برای تحقق خواسته‏ها، برقراری ارتباط با خداوند اصلی‏ترین كاریست كه انسان باید به انجام برساند. اگر ارتباط انسان از طریق واصل الهی با خداوند برقرار شود و او خواسته خود را به صورتی زنده و حقیقی به گوش خداوند برساند، دعای او مستجاب خواهد شد و نور و شفا و برکت را دریافت خواهد كرد.

توسل، روش ارتباط با خداوند از طریق رابط‏­ های الهی است. یكی از مطمئن‏ترین و عملی‏ترین طرق ارتباط با خداوند و اجابت دعاهاست. تقریباً همه بزرگان، از طریق توسل مسیر دعای خود را پیموده‏اند. حتی انبیاء اعظم و اساتید معظم هم غالباً مسیر توسل را پیموده‏اند.

بسیاری از تجارب موفق كه در ارتباط دعا وجود دارد، با زمینه توسل واقع شده‏اند.

حتی در نظام‏های شیطانی هم قانون توسل برای تحقق خواسته‏های شیطانی به كار می‏رود. متوسل شدن به ارواح شیطانی برای تغذیه از روح شیطان و فراخوانی موكلان و ارواح شیطان به عنوان واسطه، كاربرد گسترده‏ای در روش‏های جادوگری دارد.

بعنوان مثال الیاس «نبی» كه یكی از بزرگ‏ترین و برترین موجودات همه عالم بوده و هست، هنگامی كه برای آمدن آتش از آسمان دعا می‏كند نام ابراهیم و اسحاق و یعقوب را می‏آورد و می‏گوید ‏ای خداوند، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب آشكار فرما كه تو خدای ما هستی و من خدمتگزارت. نشان بده كه من تسلیم تو بوده‌ام و همه این كارها را مطابق امر تو انجام داده‏ام. خدایا جوابم را بده و دعایم را اجابت فرما تا این مردم متوجه حضور تو شوند و بدانند كه آنها را به حضورت باز می‏گردانی. ابراهیم و اسحاق و یعقوب همه یك رشته توسل‏اند نه سر رشته. كه اگر غیر از یك سیر توسلی وجود داشت، آتش از آسمان نمی‏بارید و دعای او مستجاب نمی‏شد. دیگر بزرگان هم امامان مسلمین پیامبر اسلام، انبیاء بنی اسرائیل، و مسیح نیز با توسل دعا می‏كردند. لكن واصلین الهی از طریق اسم اعظم دعا می‏كنند و این كلمه سری، محل توسل آنان است. در فرهنگ‏های دیگر هم قانون توسل در اجابت دعاها جاریست. مردان آیینی سرخپوست به ارواح پدران خود متوسل می شدند.

وقتی كه موسی(ع) معجزه می‏كند و عصای خود را بعنوان واسطه بكار می‏برد و به آن متوسل می‏شود؛ آن جا كه معجزاتی از طریق حركت عصا واقع می‏شود؛ این عصای مقدس واسطه‏ای برای اتصال موسی(ع) به قدرت خداوند حاضر بوده است.

بعضی از بیماران از طریق تماس داشتن با ضریح و قبر مقدسین شفا یافته‏اند. نقش این قبور و صاحب قبور و نقش همه توسل شوندگان مانند یك رساناست كه می‏تواند توسل كننده را به منشاء قدرت و اجابت وصل كند. آن مردم بواسطه قبور مقدسین به مقدسین متوسل می‏شوند و از طریقِ متوسلین به ارواح بالاتر و یا مستقیماً به خداوند......

بخشی از تعالیم ا.م

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 20:43  توسط جوياي معنا  | 
 

آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت  بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.

 

عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست
گيتي عرض است و فاطمه جوهر اوست
در قدر و شرافتش همين بس که زخلق
احمد پدر است و مرتضي شوهر اوست
فواد کرماني

حروف عشق را معناست زهرا
جهان را منشأ ميناست زهرا
نمي گيرد خزان باغ علي
که رود سبز اعطيناست زهرا
ايوب پرندآور
 
ز سرا پرده عصمت گهري پيدا شد
که جهان روشن از آن گوهر بي همتا شد
خرما طرفه نسيمي که زانفاس خوشش
دامن خاک طرب خيز و طرب افزا شد
آفتابي ز شبستان رسالت بدميد
که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد
در رحمت بگشودند و سراپاي وجود
روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد
گلشن عفت از او رونق و آرايش يافت
پايه عصمت از او محکم و پا برجا شد
مژده کاندر شب ميلاد بتول عذرا
بر رخ خلق، در لطف و عنايت وا شد
قاسم رسا

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:51  توسط جوياي معنا  | 
ParsToolBox
ParsToolBox
>